ايدهآليسم
شهريار زرشناس
منبع: باشگاه اندیشه
ايدهآليسم
“ايده” در زبان يوناني و در فلسفه افلاطون، معادل صورت عقلاني ازلي واحدي است كه مترجمين عربزبان مسلمان ما، آن را “مثال عقلاني” و مجموعهي آنها را “مُثُل” ناميدند. در نظر افلاطون، موجودات كثير متغير عالم محسوس، از روي “ايده”ها ساخته شدهاند.
ايدهآليسم را حداقل ميتوان در سه اعتبار در نظر گرفت.
الف) ايدهآليسم هستيشناختي
اين نوع ايدهآليسم، صور مختلفي دارد. تلقي افلاطون از اصالتِ عالمِ “ايدهها” و حالت سايهوار جهانِ محسوس نسبت به آنها، يكي از اين صور است. تلقي اسقف بركلي (1753 ميلادي) صورتي ديگر از ايدهآليسم هستيشناختي است كه صبغهي اومانيستي دارد و با آمپريسم، پيوند خورده است.
ب) ايدهآليسم معرفتشناختي
اين اعتبار از ايدهآليسم، شايد كاملترين صورت بيان خود را در نظريهي “كانت”، در خصوص “واهبالصور” بودن انسان به دست آورد. كانت، صورت معرفت را امري عقلاني ميدانست كه بر مادهي معرفت حاصل از تجربه حمل ميشد و بدينسان “نومن” يا حقيقت جهان، در پشت اين صورتها يا ايدههاي ذهني القاء شده از طرف بشر، بر مادهي معرفت حسي، پنهان ميگرديد. بدينسان، كانت اگر چه به جهاني بيرون از آدمي اعتقاد داشت، اما تصوير فنومن (پديدار) اين جهان را حاصل صورتهاي ذهني القايي آدمي ميدانست و بدينسان دنيايِ ادراكي بشر را حاصل خودبنيادي عقلي او ميپنداشت و اين همان ايدهآليسم معرفتشناختي كانت است.
ج) ايدهآليسم اخلاقي
ايدهآليسم اخلاقي، به معناي اعتقاد داشتن به ايدهها و آرمانها و حقايق اخلاقي ثابت و فضائل عقلاني يا متعالي است كه زندگي بشر بايد با آنها منطبق باشد. انسان ايدهآليست، به لحاظ اخلاقي، به فضائل و رذائل و موازين و معيارهاي ثابت و مطلق و احكام جهانشمول اخلاقي و ارزشي معتقد است و بناي رفتار فردي و جمعي خود را بر تطابق با آن ايدههاي اخلاقي قرار ميدهد. ايدهآليسم اخلاقي، امكاني براي نسبيانگاري فراهم نميآورد و انسانهايي آرمانگرا و اصولگرا و داراي شاكلههاي اخلاقي استوار تربيت ميكند.


